دانش تورا راهنمایی می کند و عمل تورا به مقصد می رساند. مولا علی (ع)
نویسنده : edu1363
تاریخ : پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1391
نظرات 0

 

 
استاد شهید مرتضی مطهری
 
شکی نیست که نوشتن مقاله ی دو صفحه ای در مورد شخصیت بزرگی مثل استاد مطهری نمی تواند خواننده را از ابعاد مختلف تفکر ومنش ایشان آگاه نماید بنابراین امید است که تشنگان معرفت واندیشه با مطالعه ی آثار ایشان به حقیقت وجود شهید مطهری پی ببرند ولی به قول شاعر :
 
آب دریا را اگر نتوان کشید            هم به قدر تشنگی باید چشید
 
13 بهمن 1299 بود که روستای فریمان( درخراسان) از به دنیا آمد نوزادی پاک سیرت به خود بالید و او کسی نبود جز (مرتضی مطهری ) . در عالم خواب به مادرش نوید داده بودند که فرزندی به دنیاخواهی آورد که به اسلام خدمات ارزنده ای می کند.
 
مرتضی چهارمین فرزند خانواده بود و پدرش از روحانیون مورد اعتماد خراسانی ها. سحر خیزی و انس با قرآن از یادگاری های پدرش به او بود. تفریح نوجوانان و جوانان روستای آن ها اسب سواری بود و مرتضی از بهترین سوارکاران آنجا به حساب می آمد.
 
ورود به حوزه علمیه
 
هنگامی که در 13 سالگی تصمیم گرفت به خواندن دروس طلبگی بپردازد مصادف با زمانی بود که رضا شاه با اقداماتش موجب تضعیف شدید روحانیون و دانشمندان علوم دینی شده بود تا جایی که نماز وتعلیمات دینی درمدارس ممنوع شده بود ومردم حتی حق نداشتند در خانه هایشان هم برای امام حسین (علیه السلام) مجلس روضه خوانی بگیرند. در آن زمان شرایط برای طلبه ها تا جایی سخت شده بود که پدر مرتضی برای خروج از خانه فقط شبها و آن هم مخفیانه می توانست از خانه خارج شود.
 
مرتضی نزدیک 2 سال در حوزه علمیه مشغول تحصیل بود که به دستور رضا خان تمام حوزه های علمیه مشهد تعطیل شد. سپس ناامیدانه به روستایشان بازگشت ولی دوباره تصمیم گرفت به طلبگی ادامه دهد واین بار در حوزه علمیه قم.
 
مرتضی با یک دنیا امید راهی قم شد. درسال های اول شدیدا میل به تنهایی داشت و غرق در تفکرات وسوالاتی بود که برایش پیش می آمد. در حوزه علمیه قم سیدی بود خوش سیما ونیک سیرت که با اخلاق و رفتارش دل تمام طلبه ها از جمله مرتضی را ربوده بود. اسمش سید روح ا... خمینی بود.
 
 مرتضی که به گفته ی خودش گمشده ی خود را درشخصیت او یافته بود جلسه اخلاق او را مشتاقانه پیگیری می کرد و شدیدا تحت تاثیر صحبت های حاج روح ا... قرار گرفته بود.کم کم با ورود ایت ا... بروجردی به حوزه علمیه قم جلسات درس ایشان و حاج روح ا... خمینی از مهمترین جلسات حوزه شده بود . مرتضی که علاقه زیادی به فلسفه داشت در درس فلسفه حاج آقا روح ا... حاضر می شد تا اینکه ایشان بنا به دلایلی دیگر فلسفه تدریس نکرد .پس از آن مرتضی با شخصیت بزرگی آشنا شد(که بعدها همه او را علامه طباطبایی  می خواندند) و شروع به تحصیل فلسفه از محظر ایشان نمود.علامه که در آن زمان هنوز برای همگان شناخته شده نبود چنان تاثیری در مرتضی گذاشت که او را دلباخته خودش کردتا جایی که مرتضی هرگاه از علامه نامی می برد بعد از آن, عبارت روحی فداه(جانم فدایش)را بر زبان می آورد.کم کم از نظر علمی مرتضی به جایی رسید که خودش نیز برای طلبه های جوان تر جلسات تدریس داشت.
 
دیانت و سیاست
 
در آن روز ها که بیشتر وقت استاد مرتضی مطهری به بحث و تدریس می گذشت ایشان از مسائل سیاسی هم آگاه بودند و با گروه فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی هم ارتباط داشتند.استاد نزدیک به سی سال داشت که به خواستگاری دختری در مشهد رفت و با او ازدواج کرد.پس از ازدواج بنا به دلایلی مجبور به هجرت از قم شدند و غریبانه در شهر بزرگی به نام تهران سکونت کردند.استاد یک روز در هفته نیز به قم می رفت و در جلسه درس فلسفه علامه طباطبایی حاظر می شد.حاصل این جلسات را ایشان در کتابی به نام (اصول فلسفه و روش رئالیسم)منتشر کرد که باعث حیرت همگان شد و معروفیت استاد مطهری را به همراه داشت.پس از آن در دانشگاه الهیات دانشگاه تهران به عنوان مدرس حق التدریسی به فعالیت پرداخت.شهید بهشتی و شهید باهنر از جمله کسانی بودند که استاد راهنمای آنان در دکترا استاد مطهری بود.انتشار کتاب دوم مطهری به نام داستان راستان خیلی از طرفدارانش را به تعجب واداشت چرا که این کتاب را کتابی برای نوجوانان و عموم مردم می دانستند و از او انتظار دیگری داشتند.ولی دیری نپایید که این کتاب در بین مردم بسیار محبوبیت یافت و به چاپ های متعدد رسید تا جایی که از طرف سازمان جهانی یونسکو به عنوام کتاب سال برگزیده شد.
 
جرقه انقلاب خمینی(ره)
 
در سال 1340 پس ار درگذشت دو تن از روحانیون برجسته حوزه به نام های آیت ا... بروجردی وآیت ا... کاشانی شاه به گمان اینکه دیگر مخالفی در سر راه خود ندارد اصلاحات خانمان سوز و عوام فریبانه ای به نام انقلاب سفید را به راه انداخت. این برنامه با مخالفت علمای قم و در راس آن ها آیت ا... خمینی روبرو شد اما شاه اعتنایی نکرد در حالی که برخلاف خیالات او, این اقدامات سرآغاز انقلابی شد که در نهایت به عمر نظام شاهنشاهی در ایران پایان داد.جنایت های شاه همچنان ادامه داشت تا اینکه امام خمینی در محرم آن سال با همکاری استاد مطهری و مبارزان دیگر ,بین مسئولین هیات های عزاداری امام حسین (علیه السلام) هماهنگی هایی ایجاد کرد که به سخنرانی های رسواگرانه علیه نظام شاهنشاهی انجامید.در نتیجه این اقدامات بود که مردم در روز عاشورا همراه با دسته های عزاداری و در حالی که بر روی علامت ها و در بین مردم عکس های آیت ا... خمینی به چشم می خورد از خیابان ری به طرف کاخ شاه به راه افتادند و با شعار (مرگ بر این دیکتاتور) و (خمینی بت شکن ملت طرفدار توست)لرزه بر اندام کاخ نشینان انداختند.عصر عاشورا در قم نیز آیت ا... خمینی در یک سخنرانی بسیار تند رژیم شاه و اسرائیل را به باد انتقاد گرفت.روز بعد مامورین شاه به منزل افرادی مثل امام خمینی و شهید مطهری ریحتند و آنان را به زندان منتقل کردند که سرانجام با فشار علمای بزرگ پس ار 43 روز از زندان آزاد شدند.در سال 1343 گروهی به نام (هیات های موتلفه اسلامی )به طور مخفیانه تشکیل شد.اینان در واقع همان سران هیات های مذهبی بودند و استاد مطهری به دستور امام خمینی (ره) مسئولیت نظارت بر کار های این گروه را داشت .در همان سال حسن علی منصور به سفارش آمریکا نخست وزیر شد و در اولین اقدامش لایحه کاپیتولاسیون را در مجلس به تصویب رساند که به موجب آن نزدیک به 40هزار مستشار آمریکایی در ایران مصونیت قضایی پیدا کردند.وقتی این خبر به امام خمینی رسید شدیدا ناراحت شدند و طی یک سخنرانی تندی این اقدام را توهینی به ملت بزرگ ایران دانست.پس از این اقدام ,شاه امام خمینی را به بهانه اخلال در امنیت کشور به ترکیه تبعید کرد.فضای کشور را خفقانی سخت فرا گرفته بود.در این بین جمعیت هیات های موتلفه برای شکستن این فضاراهی ندید جز از بین بردن مهره های اصلی حکومت و برای اولین قدم نخست وزیر را سزاوار اعدام دیدند.بنابراین حکم او به عنوان مفسد فی الارض از سوی آیت ا... میلانی صادر شد و آن ها منصور را جلوی مجلس شورای ملی به گلوله بستند .مردم با شنیدن خبر کشته شدن نخست وزیر با خوشحالی به خیابان ها ریختند و به پخش شیرینی پرداختند.
 
عمر دوباره
 
پس از شناسایی و دستگیری اعضای هیات های موتلفه توسط ساواک,قاضی پرونده در خلال مدارک به نام مطهری برخورد کرد ولی چون از قبل او را می شناخت شجاعانه تمام مدارک مربوط به استاد مطهری را از پرونده حذف کرد و استاد از مجازات حتمی اعدام نجات یافت و تصمیم گرفت به شکرانه این نعمت,بیش از پیش یه فعالیت های اسلامی بپردازد.
 
انقلاب فرهنگی
 
استاد مرتضی مطهری در سال 1346 به همت چند تن دیگر,موسسه حسینیه ارشاد را در خیابان شمیران تهران بنا نهاد.این حسینیه که از آن به عنوان نبض فرهنگی پایتخت می توان نام برد ,هدفش تبلیغ و نشر ایدئولوژی اسلامی بود و خیلی زود در میان مردم شهره گشت.ولی دیری نپایید که استاد مطهری به خاطر دخالت های مدیر داخلی حسینیه ارشاد که فردی مشکوک بود مجبور به استعفا گردید و به دنبال ایشان آیت ا... خامنه ای ,دکتر شریعتی و اشخاصی دیگر نیز برنامه هایشان را در این حسینیه حذف کردند.پس از آن استاد مطهری در مسجد الجواد ,کانون توحید,مسجد جاوید و مسجد ارگ به فعالیت پرداختند که همه آنها به همراه حسینیه ارشاد یکی پس از دیگری به دستور شاه تعطیل می شدند.ساواک همچنین در سال 1354 با ممنوع المنبر کردن استاد مطهری دیگر خیال خود را راحت کرد.در سال بعد نیز ایشان را مجبور به استعفا از دانشگاه کردند .اما جلساتشان همچنان در منزل خود استاد برگزار می شد و ایشان به همراه امام خمینی هفته ای دو بار هم در حوزه علمیه قم به تدریس می پرداختند.پس از چندی با انتشار خبر شهادت آیت ا... حاج مصطفی خمینی فرزند امام ,راهپیمایی هایی با هماهنگی استاد مطهری درسراسر ایران برگزار شد که موجب شد نام خمینی پس از مدت ها بار دیگر بر سر زبان ها بیفتد و مردم دوباره به خیابان ها ریخته و فریاد یا مرگ یا خمینی سر دادند. پس از آن رژیم شاه در پائیز 1357 حکومت صدام حسین را مجبور کرد تا از آیت ا... خمینی بخواهد یا دست از مبارزه بردارد یاخاک عراق را ترک کند که امام دومی را برگزید و به کویت رفت ولی دولت کویت از ترس شاه به ایشان اجازه ورود نداد .سپس امام خمینی در تصمیمی ناگهانی به دهکده نوفل لوشاتو در فرانسه تغییر مسیر داد.آنجا بود که دیگر نام خمینی محور رسانه های جهان شد.در ایران حتی نخست وزیر وقت و فرماندهان ارتش نیز می دانستند که استاد مطهری رابط امام خمینی با ایران است. استاد یکبار هم برای دیدار با امام به دهکده نوفل لوشاتو سفر کرده بود.ایشان هرچند مانند مبارزان دیگر انقلاب شهرت نداشتند اما بعد از امام عملا شخص دوم انقلاب بودند و در همه امور مشاور ایشان به حساب می آمدند.تا اینکه شبی حاج احمد خمینی از فرانسه با استاد تماس گرفتند و گفتند امام می خواهد به ایران بازگردند.
 
تصمیم خطرناکی بود و استاد مطهری از آن لحظه تا لحظه نشستن هواپیما دلهره ای عجیب داشتند زیرا هر لحظه اخبار ضد و نقیضی منتشر می شدمبنی بر احتمال ربودن هواپیمای امام و یا انفجار آن در آسمان و دیگر اینکه استاد مطهری مسئول کمیته استقبال از امام نیز بودند.سرانجام هواپیمای امام در فرودگاه مهرآباد بر زمین نشست و مردم در بزرگ ترین استقبال تاریخ,پس از سال ها با رهبر انقلابشان دوباره دیدار کردند و 10 روز بعد انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.
 
انتقام از یک تفکر
 
پس از پیروزی انقلاب اسلامی دشمنان اسلام و ایران تصمیم به انتقام گرفتند و استاد مرتضی مطهری ,این مغز متفکر نظام از نخستین قربانیان آنها بود که توسط گروهک تروریستی فرقان و  در عین بی گناهی به شهادت رسید.
 
زیر نور چراغ کوچه در باز شد.یک مرد روحانی و به دنبالش دو نفر دیگر بیرون آمدند.هنوز چند قدمی نرفته بودند که ناگهان کسی از تاریکی صدا زد:استاد.استاد مطهری برگشت و گفت:جانم که ناگهان صدای تیری از تاریکی برخواست .خون , از پیشانی ایشان جاری شد و استاد بر زمین افتاد.
 
گرچه انقلاب ما از ادامه حیات نماد تفکر و اندیشه اسلامی بی بهره شد ولی پس از او کتابهایش همچنان همدم خلوت جستجوگران حقیقت و یاریگر فیلسوفان و اندیشمندان در کشاکش بحث های علمی شد.
 
در آن روز بسیاری به این می اندیشیدند که : به راستی این مرتضی مطهری کیست که در سوگش مرد بزرگ و بردباری مانند امام خمینی (ره) اینچنین اشک می ریزد.
 
در پایان مطلب را با عبارتی از استاد مطهری مزین می نماییم:
 
اولین اثر ایمان مذهبی از نظر انبساط آفرینی ,خوش بینی است.فرد با ایمان خوش بین است در حالی که فرد بی ایمان ,قوانین و تشکیلات و تاسیسات کشور را فاسد و ظالمانه می داند و هرگز به فکر اصلاح خودش نمی افتد و معتقد است در جایی که زمین و آسمان بر ظلم و جور و نادرستی است ,درستی ذره ای مانند من چه اثری دارد!!
 
برای شادی روح تمام یاری گران دین خدا صلوات
 
منبع:انتشارات مدرسه-چلچراغ-کتاب زندگینامه استاد مطهری
 
هادی دانشمندی

  

تعداد بازدید از این مطلب: 40
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1391
نظرات 0

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد   وجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست   به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
جمال صورت و معنی ز امن صحت توست   که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی   رهش به سرو سهی قامت بلند مباد
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد   مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند   بر آتش تو بجز جان او سپند مباد
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی   که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد

 

 
 
تعداد بازدید از این مطلب: 57
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1391
نظرات 0

 

آنکه نقاش است و نقشی ساخته
با قلـــــــم طرح نویی انداخته
در مسیر واژه های دوستــــــــی
سطر سطــری زآشنایی داشته
آنکه چون اسطوره های پارســی
عین ولامی را به میم افراشته
هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان      
پوششی بر جـــــهل جاهل بافته
آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا
از یرای درس خـــــــــود آراسته
چشمه های معرفت جوشــــد ز او
دانشی از حد فزون انبـــــــاشته
لحظه هایش پر شده از خـاطرات
خاطراتی که زدل جان باخـــته
هرچه از عطرش ببویم کم بود
او گلستان ها ز گل ها کاشته
آنکه معمار است و الگوی همه
لاله ای بر قلب خود بگذاشته
با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد
چون جلوداران به کفران تاخته
آن معلّم آن مرّبی آن که او
از فنونش عالمی پرداختــــــــه 
او عزیز است و مقامش پاس دار
چونکه یزدان نام او بنگاشته
عارف آن باشد که چون قطعه زمین
هرکسی او را لگد انداخته
یعنی از زهد و کلام و علم او
ذره ای از دانشش برداشته
بار الا ها این سلیمان را مدد
تا چو ابران سایه ها افراشته
شعر از سلیمان مسافر - تهیه  : سعید بیگدلو
 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 84
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : شنبه 09 اردیبهشت 1391
نظرات 0

 

به نام فراتر از هر چه بی نهايت
آقای من! تو در نهايتی خواهی آمد که حد تابع دنيا نيست. تو در کنجی از جغرافيای زمين طلوع خواهی کرد که جواب نهايی تمام معادلات زمين است.
آقای من! بيا! که اوضاع دنيا معکوس شده است. منحنی ارزش ها نزولی اکيد است.نمودار حرکت ما انسان ها پر از اکسترمم شده است.
سرور من! روز هفتم هفته که دلم مشتق شده است، اشتياق ديدار تو را با دعای ندبه در هم می آميزم و با تو به زمزمه می نشينم. زمزمه ای که واحدهای دسی بل آن کم است ولی تو آن را می شنوی.
آقا جان! تمام سؤالات ذهنم را به صورت دستگاه های چند معادله و چند مجهولی درآورده ام و برای جواب های آن راهی جز مبهم بودن نيافته ام.
سرور خوبم! با خود عهد می بندم مهر و محبت تو را با نوشتن نام زيبايت بر مقدمه ی تمام خطوط ترسيم شده ی تدريسم تقسيم کنم و هزار بار بر اين سطر نام تو را در ذکر تمام خوبی هايت ضرب کنم و با دل منتظرم جمع ببندم.
گاهی دنيا را محور اعدادی فرض می کنم که جهت تو مبدأ اين محور است. هر کس در جهت مثبت قدم برداشت تا بی نهايت به خدای تو نزديک می شود و هر کس از دوستی و محبت تو دور شد، در جهت ديگر تا بی نهايت از خدا دور می شود.
مولای من: سری به سری ها و دنباله های منتظرانت بزنيم که سيگمای تمام آنها به 313 تن می رسد. چه فاجعه ای است اين دنيا، مگر اوضاع قرينه شود يا محور زندگی ها انتقال يابد تا زمينه آمدنت در مختصات دنيا فراهم شود.

6

 
زمانی با خود می انديشم که کدام رابطه و ضابطه باعث خواهد شد بين من وشما زوج مرتب شکل گيرد. ديدم و درک کردم که به راستی شرط برقراری اين است که اگر مؤلفه اول يک رنگ و صميمی بود مؤلفه دوم هم يک رنگ و صميمی باشد.

 

اين جا وقتی دلم می گيرد، انتظار تو را مدل سازی می کنم، تمام ابعاد ايمانم را در حکم ذره می بينم و آن چه به من آرامش ميدهد اين است که به هندسه عبادت روی آورم و در مستطيل سجاده سر بر دايره ی مهر تو می گذارم و از خدای تو مهرت را طلب می کنم.
باور کن در کلاس درسم بارها گفته ام دانش آموزان عزيز! در فضای نمونه ای زندگی انسان ها پيشامدی را بنويسيد که تعداد منتظران شما را رقم بزند. به اميد آنکه در بررسی احتمال ظهورت عددی نزديک به يک ببينم. بارها گفته ام هم نهشتی انسان و ايمان وقتی برقرار است که ايمان بين تمام انسان ها بخش پذير باشد و باقيمانده ريا و کذب نياورد.
اما... می دانم و خوب می دانم، تو روزی خواهی آمد که تصاعد خوبی ها برقرار باشد؛ که ارتفاع عدالت بر قاعده ی دنيا قابل ترسيم باشد؛ که مساحت دنيا فضای پيوسته ی خوبی ها باشد؛ که از جمکران تا وادی سهله خط مستقيم عشق باشد؛ که انتظار و اشتياق تنها مجهول مسأله انسان ها باشد.
 
به اميد طلوع آقا در بيکران ها.        

تهیه : سعید بیگدلو

تعداد بازدید از این مطلب: 49
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : شنبه 09 اردیبهشت 1391
نظرات 0

 

چگونه به دانش آموزان ضعيف کلاس توجه کنيم؟
نسرين صباغ مقدم   دبير فيزيک ناحيه 4 مشهد
چکيده
در اين مقاله ارائه يک تجربه آموزشی در زمينه بالا بردن انگيزه دانش آموزان ضعيف بيان خواهد شد و نتيجه نهايی را که با تجربه به آن ها رسيده ام در ادامه می آيد تا شايد همکاران محترم نيز در طول سال تحصيلی با ناديده نگرفتن آن ها در فرايند آموزش نتيجه های مطلوبی را در پايان سال کسب کنند.
مقدمه
مشاهده و تجربه دوران دانش آموزی اين باور را در من به وجود آورد که دانش آموزان ضعيف در کلاس از اعتماد به نفس و توجه پايين تر معلمان برخوردارند و اين مسأله باعث شده است که آنها از بی انگيزگی خود در درس استفاده کرده و حتی جو کلاس را نيز متشنج سازند.
روش کار
مدتی بود که يک تجربه را در کلاس درسی خود پياده می کردم و آن هم گرفتن امتحان های مستمر و کوتاه و غافلگيرانه از دانش آموزان بود. البته با دانستن اين مطلب که در صورت ندادن نمره و نتيجه امتحان ها، اعتماد آنها سلب خواهد شد و انگيزه مطالعه برای امتحان نيز در آنها فروکش خواهد کرد و از طرفی هم فرصت کافی برای تصحيح همه ی امتحان ها نبود. لذا بر آن شدم تا ضمن انتخاب يک راه حل منطقی، پايه دانش آموزان ضعيف را مستحکم تر کرده و اعتماد به نفس آنها را تقويت کنم.بر اين اساس در پايان هر امتحان سه نفر از دانش آموزان ضعيف کلاس را که نمره های پايين تری در امتحان های قبلی گرفته بودند انتخاب، و در حضور همگان آن ها را نماينده تصحيح معرفی نمودم و ورقه های امتحانی را بين آنها تقسيم کردم. ابتدا اين ذهنيت در من به وجود آمد که ممکن است آن ها از اعتماد من سوء استفاده کرده و جواب های نادرست را درست کنند. اما با بررسی دوباره ی ورقه ها پس از تصحيح دانش آموزان، به نادرست بودن ذهنيت خود پی بردم. به اين ترتيب معلم می تواند فرصت بيشتری را برای فرايند آموزش صرف کند. لازم به ذکر است پاسخنامه و بارم سؤالات در اختيار دانش آموزان مصحح قرار داده می شد.
تجربه
اولين تجربه من در کلاس موفقيت آميز بود و به نتيجه مطلوبی انجاميد، به طوری که تراز نمره های آنها در امتحان های بعدی پيشرفت چشمگيری داشت. د رجدول زير بخشی از نتيجه اين تجربه آمده است.
 
نام
تاريخ امتحان 15/7
تاريخ امتحان 29/7
تاريخ امتحان 13/8
نمره
نمره
نمره
مريم
-6-
10
13
مليحه
-6-
11
13
سودابه
-7-
10
11
شهلا
-9-
12
14
سحر
10
13
15

2

 

 

 

ارزشيابی و نقطه های قوت تجربه
1.تکرار و تمرين هر مسأله با تصحيح مکرر در هر ورقه؛
2. بالا بردن دقت و تقويت حس مشارکت در امور آموزشی؛
3. پرورش خودباوری در ميان دانش آموزان کلاس؛
4. جلوگيری از بی انگيزگی و ريختن قبح نمره بد در امتحان.
با انجام اين تجربه، در اواسط سال تحصيلی، رقابت و هيجان زيادی بين بچه های کلاس برقرار شد. به طوری که همه کلاس در اين امر مشارکت نمودند. لازم به ذکر است در اين ميان توجه خود را از دانش آموزان قوی تر نيز کم نکردم و هر بار يکی از آنها را نيز با شرط کسب حد نصاب نمره، برای انجام اين کار شريک می کردم.
در پايان سال تحصيلی به اين نتيجه باور پيدا کردم که تکرار و تمرين مسأله، موفقيت به همراه خواهد داشت و ياد گرفتم که می توان بد را نيز خوب ديد.
 
تعداد بازدید از این مطلب: 59
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : شنبه 09 اردیبهشت 1391
نظرات 0

 

 
برای تصور عدد يک ميليارد کافی است تصور کنيد که اگر از بدو تولد شروع به شمارش کنيد و در هر ثانيه فقط يک عدد بگوييد آنگاه در سن 31 سالگی به عدد يک ميليارد می رسيد! حالا شما عدد « يک ميليون و صد و نود و پنج هزار و سيصد وشصت و نه » را فقط در يک ثانيه بگوييد!!  

 

تعداد بازدید از این مطلب: 50
|
امتیاز مطلب : 44
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15


نویسنده : edu1363
تاریخ : شنبه 09 اردیبهشت 1391
نظرات 0

 

مساحت رنج


شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنيد                                      که تا مساحت رنج مرا حساب کنيد
محيط تنگ دلم را شکسته رسم کنيد                                   خطوط منحنی خنده را خراب کنيد
طنين نام مرا موريانه خواهد خورد                                         مرا به نام دگر غير من خطاب کنيد
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم                                 مگر به شيوه ی ديگر مرا مجاب کنيد
در انجماد و سکون پيش از آنکه سنگ شوم                         مرا به جرم نفس های عشق آب کنيد
مگر سماجت پولادی سکوت مرا                                           درون کوره ی فرياد خود مذاب کنيد
 
 
بلاغت غم من انتشار خواهد يافت                                         اگر که متن سکوت مرا کتاب کنيد
 شعر از
مرحوم دکتر قيصر امين پور
 

تهیه : سعید بیگدلو

تعداد بازدید از این مطلب: 64
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : جمعه 25 فروردین 1391
نظرات 0

نوشته شده توسط: غلامی

تعداد بازدید از این مطلب: 62
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : جمعه 25 فروردین 1391
نظرات 0

زندگی همچون دریا،مشکلات ما مثل امواج این دریا وما نیز همچون صخره های موجود در این دریا می باشیم.امواج دریا گاهی آرام وگاهی پرخروش هستند.امواج آرام هیچ تاثیرومشکلی برای صخره ایجاد نمی کند در حالی که امواج پرخروش در صورت مستحکم نبودن صخره آن راخورد می کند.مشکلات کوچک تاثیر چندانی در زندگی مانخواهد داشت در حالی که اگردر برخورد با مشکلات بزرگ از خود استقامت نشان ندهیم دچارمشکلات عدیده ای خواهیم شد.

نوشته شده توسط: غلامی

تعداد بازدید از این مطلب: 61
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : جمعه 25 فروردین 1391
نظرات 0
مواد شیمیایی ناپایدار و یا منفجره:

تعداد زیادی مواد ناپایدار وجود دارند که اغلب باعث بروز حوادث در آزمایشگاه‌ها می‌شوند وقتی با چنین موادی سروکار دارید اقدامات ایمنی اولیه زیر را دقیقاً رعایت کنید:

از کمترین مقدار ممکن استفاده کنید.

از به‌کارگیری مواد در حالت خشک اجتناب کنید.

از ماسک مخصوص که تا ناحیه گردن را می‌پوشاند و دستکش استفاده نمائید.

از سائیدن مواد و یا ضربه اجتناب کنید.

این مواد را در بطریهای با در شیشه‌ای نگهداری نکنید.

این مواد را همراه با ترکیباتی که راحت آتش می‌گیرند و یا اکسید می‌شوند حرارت ندهید.

انبار مواد منفجره بایستی جدا و خارج از انبار دیگر مواد و با طراحی خاص ساخته‌شده باشد.
 

نوشته شده توسط: غلامی

تعداد بازدید از این مطلب: 53
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 16


به وبلاگ ما خوش آمدید. با شروع سال جدید این وبلاگ جهت اطلاع رسانی و تبادل تجربه با همکاران و دانش آموزان دوره راهنمایی تاسیس گردیده است لطفا ما را از ارائه نظرات خود بی بهره نگذارید .با درود و سپاس


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران