دانش تورا راهنمایی می کند و عمل تورا به مقصد می رساند. مولا علی (ع)
نویسنده : edu1363
تاریخ : سه‌شنبه 24 مرداد 1391
نظرات 0

 

این ۷روشی که برای تان شرح داده ایم، می تواند در زندگی شما تفاوت بزرگی را به وجود بیاورد. امتحانش ضرری ندارد!
 
بیشتر اوقات عادت کرده ایم که خودمان را از دریچه نگاه دیگران بشناسیم و اگر در این راه افراد نگاه خوبی به ما نداشته باشند اعتماد به نفس مان تا اندازه زیادی پایین می آید و اگر شانس با ما باشد و کسی از ما خوشش بیاید، تقریبا در آسمان ها سیر می کنیم اما یادتان باشد که درک ما از خودمان تاثیر زیادی روی نوع نگرش دیگران دارد زیرا آدم ها همان طوری راجع به ما فکر می کنند که ما در مورد خودمان فکر می کنیم. در این بین عوامل زیادی وجود دارند که تحت کنترل ما هستند و می توانیم با رعایت آن اعتماد به نفس مان را بالا ببریم. این ۷روشی که برای تان شرح داده ایم، می تواند در زندگی شما تفاوت بزرگی را به وجود بیاورد. امتحانش ضرری ندارد!
 
1 - لباس مناسب به تن کنید
وقتی که شما خوب به نظر برسید دیگران دید متفاوتی نسبت به شما پیدا می کنند. با حمام و مرتب کردن سر و صورت و پوشیدن لباس تمیز می توانید اعتماد به نفس لازم را کسب کنید اما آراستگی به این معنا نیست که پول زیادی خرج کنید.می توانید به جای تهیه انبوهی لباس ارزان قیمت، چند تکه لباس با کیفیت مناسب خریداری کنید و با این کار ظاهر خود را آراسته تر کنید.
 
2 - به نحوه ایستادن خود توجه کنید
اگر با سستی و بی حالی و شانه های افتاده صحبت می کنید، وقتی نسبت به آنچه انجام می دهید علاقه نشان نمی دهید و به خودتان عشق نمی ورزید این به این معناست که شما اعتماد به نفس کافی ندارید. در هنگام صحبت کردن صاف بایستید، سرتان را بالا بگیرید و تماس چشمی داشته باشید. با تمرین این موارد نه تنها احساس مثبتی در دیگران نسبت به خود ایجاد می کنید بلکه احساس قدرت بیشتری نیز می کنید.
 
3 - در ردیف و صف جلو قرار گیرید
اکثر مردم در مدرسه، اداره و جلسات ترجیح می دهند در ردیف عقب قرار گیرند چون از مورد توجه قرار گرفتن وحشت دارند و در واقع اعتماد به نفس ندارند. تصمیم بگیرید برای رفع آن در ردیف جلو بنشینید و بر ترس خود غلبه کنید. نکته دیگر آنکه افراد با اعتماد به نفس بالا سریع راه می روند، آن ها همیشه جایی برای رفتن و دیدن دارند. حتی اگر عجله ندارید با انرژی حرکت کنیداین باعث می شود مهم به نظر برسید.
 
4 - با صدای بلند صحبت کنید
اگر جزو گروهی هستید که از صحبت کردن با صدای بلند در جمع وحشت دارید از همین حالا شروع کنید. سعی کنید حداقل یک بار در گروه با صدای رسا صحبت کنید؛ از این روش نه تنها اعتماد به نفس خود را بالا می برید بلکه در جمع دوستان تان محبوب تر نیز می شوید.

5 - سخنران خود باشید
۳۰ تا ۶۰ ثانیه از سخنرانی هایی که اهداف و آرزوهای شما را در بردارد بر روی کاغذ بنویسید و آن را در جلوی آینه با صدای بلند مانند یک سخنران بازگو کنید حتی می توانید در ذهن خود نیز آن را مرور کنید. شاید این کار برای تان قدری خنده دار به نظر برسد اما باور کنید که می تواند معجزه ای را در بالا بردن اعتماد به نفس تان ایجاد کند.
 
6 - سپاسگزار باشید
به جای آن که به نداشته ها و نقاط ضعف خود تاکید کنید لیستی از چیزهایی که دارید تهیه کنید و هر روز زمانی را به قدردانی و سپاسگزاری اختصاص دهید. موفقیت های گذشته، مهارت های منحصر به فرد و حرکت های مثبت خود را مرور کنید.
 
7 - از دیگران تعریف کنید
وقتی ما نسبت به خود احساس مثبت نداریم به توهین و غیبت دیگران می پردازیم. برای تغییر آن باید یاد بگیرید از دیگران تعریف و از شایعه پراکنی در مورد دیگران خودداری کنید. با یافتن بهترین ها در دیگران بهترین ها را در خود می یابید.
 
تعداد بازدید از این مطلب: 64
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : سه‌شنبه 24 مرداد 1391
نظرات 0

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند، یک زندگی به پایان می رسد

 

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیروئی از داخل می شکند، یک زندگی آغاز می شود

 

تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود

 

1-اعداد و ارقام غیر ضروری رو دوربنداز!

این اعداد شامل سن، قد و وزن میشه

بگذار دکترها راجع به این عددها نگران باشن

خوب واسه همینه که بهشون ویزیت می دی.

 

 

2 دوستهای شاد و خوش و خرم و سر حالت  رو برای خودت نگه دار!

آدمهای بی حس و حال تو رو هم بی حال می کنن

( اگه خودت جزو این دسته ای حواست باشه!)  

 

 

3- دائم در حال یادگیری باش!

سعی کن بیشتر راجع به کامپوتر، کارهای دستی،باغبانی و خلاصه هرچی که فکر می کنی یاد بگیری

هیچوقت نگذار مغزت بی کار بمونه

"مغز بیکار پاتوق شیطانه"

این شیطان هم اسمش آلزایمر ِ

 

4- از چیزهای ساده، لـــذت ببر

 

 

5- اغلب بخنـــــد، قهقهه های بلند و طولانی

اونقدر بخند که نفست بند بیاد

اگه دوستی داری که خیلی باهاش می خندی، پس خیلی باهاش وقت بگذرون

 

 

6- گاهی اوقات یه کم اشک بریز

سختی کشیدن هست، غمگین بودن هست اما ادامه بده

تنها کسی که تمام طول زندگیمون کنار ماست، خود ما هستیم

پس تا وقتی که زنده ایی زندگی کن  

 

 

7- دور و اطرافت رو با آدمهاو چیزهایی پر کن که دوستشون داری

با د وستها و فامیل، با یادگاری هات، حیووون خونگی، موسیقی ، گل و گیاه و خلاصه هرچیزی

خوب حالا  خونه ات پناهگاه و محل آرامشت شد؟

بگو ببینم، رابطه ات با خدا چطوره؟

 

 

8- سلامتیت رو جشن بگیر و بهش اهمیت بده!

اگه سالمی، سعی کن این وضعیت رو حفظ کنی

اگه وضعت متغیره، سعی کن متعادلش کنی و حالت رو بهتر کنی

اگر هم فکر می کنی تنهایی از پسش بر نمی آیی،از یک نفر کمک بگیر

 

 

9- به سمت ناراحتی ها ت سفر نکن!

برو به یک مرکز خرید، برو به یه محله ی دیگه، حتی برو یه کشور دیگه

اما هیچ وقت جایی نرو که باعث سرافکندگی و احساس گناهت بشه

 

 

10- از هر فرصتی که داری استفاده کن و به همه کسانی که دوستشون داری، عشقت رو نشون بده  

 

 

 

 

 

 

 

 

 
تعداد بازدید از این مطلب: 44
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : سه‌شنبه 24 مرداد 1391
نظرات 0

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند، یک زندگی به پایان می رسد

 

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیروئی از داخل می شکند، یک زندگی آغاز می شود

 

تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود

 

1-اعداد و ارقام غیر ضروری رو دوربنداز!

این اعداد شامل سن، قد و وزن میشه

بگذار دکترها راجع به این عددها نگران باشن

خوب واسه همینه که بهشون ویزیت می دی.

 

 

2 دوستهای شاد و خوش و خرم و سر حالت  رو برای خودت نگه دار!

آدمهای بی حس و حال تو رو هم بی حال می کنن

( اگه خودت جزو این دسته ای حواست باشه!)  

 

 

3- دائم در حال یادگیری باش!

سعی کن بیشتر راجع به کامپوتر، کارهای دستی،باغبانی و خلاصه هرچی که فکر می کنی یاد بگیری

هیچوقت نگذار مغزت بی کار بمونه

"مغز بیکار پاتوق شیطانه"

این شیطان هم اسمش آلزایمر ِ

 

4- از چیزهای ساده، لـــذت ببر

 

 

5- اغلب بخنـــــد، قهقهه های بلند و طولانی

اونقدر بخند که نفست بند بیاد

اگه دوستی داری که خیلی باهاش می خندی، پس خیلی باهاش وقت بگذرون

 

 

6- گاهی اوقات یه کم اشک بریز

سختی کشیدن هست، غمگین بودن هست اما ادامه بده

تنها کسی که تمام طول زندگیمون کنار ماست، خود ما هستیم

پس تا وقتی که زنده ایی زندگی کن  

 

 

7- دور و اطرافت رو با آدمهاو چیزهایی پر کن که دوستشون داری

با د وستها و فامیل، با یادگاری هات، حیووون خونگی، موسیقی ، گل و گیاه و خلاصه هرچیزی

خوب حالا  خونه ات پناهگاه و محل آرامشت شد؟

بگو ببینم، رابطه ات با خدا چطوره؟

 

 

8- سلامتیت رو جشن بگیر و بهش اهمیت بده!

اگه سالمی، سعی کن این وضعیت رو حفظ کنی

اگه وضعت متغیره، سعی کن متعادلش کنی و حالت رو بهتر کنی

اگر هم فکر می کنی تنهایی از پسش بر نمی آیی،از یک نفر کمک بگیر

 

 

9- به سمت ناراحتی ها ت سفر نکن!

برو به یک مرکز خرید، برو به یه محله ی دیگه، حتی برو یه کشور دیگه

اما هیچ وقت جایی نرو که باعث سرافکندگی و احساس گناهت بشه

 

 

10- از هر فرصتی که داری استفاده کن و به همه کسانی که دوستشون داری، عشقت رو نشون بده  

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 123
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : شنبه 07 مرداد 1391
نظرات 0

 شعر از حزین (دیدار شعرا با مقم معظم رهبری )*

ابوالفضل زرویی ‌نصرآباد

ای جماعت چطوره حالات‌تون
برگرفته از دو منظومه‌ی بلند با بیان عامیانه و محاوره‌ای
******************************************
ای جماعت چطوره حالات‌تون
قربون اون فهم و کمالات‌تون

گردنتون پیش کسی خم نشه
از سر بنده سایه‌تون کم نشه

راز و نیاز و بندگی‌تون، درست
حساب کتاب زندگی‌تون درست

باز یه هوا دلم گرفته امروز
جون شما دلم گرفته امروز

راست و حسینی‌ش نمی‌دونم چرا
بینی و بینی‌ش، نمی‌دونم چرا

فرقی نداره دیگه شهر و روستا
حال نمی‌دن مثل قدیما دوستا

شاپرکا به نیش مجهز شدن
غریب‌گزا هم آشنا گز شدن

شعرم اگه سست و شکسته بسته است
سرزنشم نکن، دلم شکسته است

آدم دل‌شکسته بهش حرج نیست
شعر شکسته بسته بهش حرج نیست

تا که میفته دندونای شیری
روی سرت می‌شینه برف پیری

کمیسیون مرگ می‌شه تشکیل
درو می‌شن بزرگترای فامیل

یه دفعه هم‌کلاسیا پیر می‌شن
هم‌بازیا پیر و زمین‌گیر می‌شن

رمق نمونده تا بریم صبح زود
پیاده تا امامزاده داوود

گذشت دوره‌ای که «ما» یکی بود
خدا و عشق آدما یکی بود

تو کوچه‌های غربی ِ صناعت
عشق و گرفتن از شما، جماعت

درسته دیگه توی شهر ما نیست
دلی که مثل کاروان‌سرا نیست

یه چیزی می‌گم ایشالّا دلخور نشین
قربون اون دلای تک سرنشین

شهر بدون مرد، شهر درده
قربون شکل ماه هر چی مرده

مردای ده، مردای کاه و گندم
مردای ده مردای خوان هشتم

مردای پشت کوه، مثل خورشید
تو دلشون هزار جام جمشید

کیسه چپق‌ها به پر شال‌شون
لشکر بچه‌ها به دنبال‌شون

بیل و کلنگ‌شون همیشه براق
قلیون‌شون به راه، دماغ‌شون چاق

صبح سحر پا می‌شن از رختخواب
یکسره رو پان تا غروب آفتاب

چارتای رُستَمن به قدّ و قامت
هیکل‌شون توب، تن‌شون سلامت

نبوده غیر گرده‌ی گلاشون
غبار اگر نشسته رو کلاشون

کلام‌شون دعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشق‌شون بی‌ریا

مردای نازدار اهل شهرن
با خودشون هم این قبیله قهرن

مردای اخم و طعنه‌ی بی‌دلیل
مردای سرشکسته‌ی زن ذلیل

مردای دکترای حلّ جدول
مردای نق نقوی ِ لوس ِ تنبل

لعنت و نفرین می‌کنن به جاده
اگر برن چار تا قدم پیاده

مردای خواب تو ساعت اداری
تازه دو ساعتم اضافه‌کاری

توی رَگاشون می‌کشه تنوره
تری‌گلیسرید و قند و اوره

انگار آتیش گرفته ترمه‌هاشون
همیشه تو همه سگرمه‌هاشون

به زیر دست، ترشی و عبوسی
به منشی اداره چاپلوسی

برای جَستن از مظان شک‌ها
دایرةالمعارف کلک‌ها

بچه به دنیا می‌آرن با نذور
اغلب‌شون یه دونه اون هم به زور

پیش هم از عاطفه دم می‌زنن
پشت سر اما واسه هم می‌زنن

این‌جا فقط مهم مقام و پُسته
مردای شهری کارشون درسته

مشدی حسن چای و سماورت کو
سینی با قالی و گلپرت کو؟

ای به فدای ریخت و شکل و تیپت
بوی چپق نمی‌ده عِطر پیپت

مشدی حسن قربون میز و فایلت
قربون زنگ گوشی موبایلت

اون که دهاتی و نجیبه مشدی
میون شهریا غریبه مشدی

قدیم تَرا قاتله هم صفت داشت
دزد سر گردنه معرفت داشت

اون زمونا که نقل تربیت بود
آدم‌کُشی یه جور معصیت بود

معنی نداره توی عصر «سی دی»
بزرگ و کوچیکی و ریش سفیدی

تقی به فکر رونق نقی نیست
کسی به فکر نفع مابقی نیست

مقاله‌ها پشت هم اندازیه
جناج و باند و حزب و خط بازیه

بس که به هر طرف ستادمون رفت
صراط مستقیم یادمون رفت

ارزش‌مون به طول و عرض میزه
چقدر میز و صندلی عزیزه

تموم فکر و ذکرمون همینه
که هیشکی پشت میزمون نشینه

اونا که مرد و زن دعاگوشون بود
میز ریاست سر زانوشون بود

بیا بشین که میز اگه وفا داشت
وفا به صاحبای قبل ِ ما داشت

قدیم که نرخ‌ها به طالبش بود
ارزش صندلی به صاحبش بود

فقیه اگه بالای منبر می‌نشست
جَوون سه چار پله پایین‌تر می‌شِست

معنی شأن و رتبه یادشون بود
حرمت مردم به سوادشون بود

روی لبت خوبه تبسم باشه
دفتر کارت دل مردم باشه

مردا بدون میز هم عزیزن
رفوزه‌ها همیشه پشت میزن

خلاصه قصه اون قدر دِرامه
که ایدز پیش دردمون زکامه

فتنه و دعوا سر نونه مشدی
دوره آخرالزمونه مشدی

جسارتاً شعرم اگه غمین بود
به قول خواجه «خاطرم حزین» بود

دعا کنین که حال‌مون خوب بشه
تا شعرمون یه ریزه مرغوب بشه

 

تعداد بازدید از این مطلب: 68
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : چهارشنبه 14 تیر 1391
نظرات 0

در مدرسه از نشاطمان کم کردند

از فرصت ارتباطمان کم کردند



وقتی که بهم عشق تعارف کردیم

از نمره انضباطمان کم کردند




 

تعداد بازدید از این مطلب: 50
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : پنج‌شنبه 08 تیر 1391
نظرات 1

تعداد بازدید از این مطلب: 89
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : دوشنبه 05 تیر 1391
نظرات 0

 

یادی از خاطرات دوران دبستان

اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها، شاد و خندان باز گرد

باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی

خاطرات كودكي زيباترند
يادگاران كهن مانا ترند
درس‌هاي سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مكارو دزد دشت وباغ 
روز مهماني كوكب خانم است
سفره پر از بوي نان گندم است 

كاكلي گنجشككي با هوش بود
فيل ناداني برايش موش بود

با وجود سوز وسرماي شديد
ريز علي پيراهن از تن ميدريد 

تا درون نيمكت جا ميشديم
ما پرازتصميم كبري ميشديم

پاك كن هايي زپاكي داشتيم
يك تراش سرخ لاكي داشتيم

كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هايش درد داشت
گرمي دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ كاه بود

مانده در گوشم صدايي چون تگرگ
خش خش جاروي   با پا روي برگ
همكلاسي‌هاي من يادم كنيد
بازهم در كوچه فريادم كنيد

همكلاسي‌هاي درد و رنج و كار
بچه‌هاي جامه‌هاي وصله‌دار
بچه‌هاي دكه خوراك سرد
كودكان كوچه اما مرد مرد
كاش هرگز زنگ تفريحي نبود
جمع بودن بود و تفريقي نبود
كاش مي‌شد باز كوچك مي‌شديم
لا اقل يك روز كودك مي‌شديم

ياد آن آموزگار ساده پوش
ياد آن گچ‌ها كه بودش روي دوش
اي معلم ياد و هم نامت بخير
ياد درس آب و بابايت بخير

اي دبستاني‌ترين احساس من
بازگرد اين مشق‌ها را خط بزن
 
تعداد بازدید از این مطلب: 77
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : شنبه 03 تیر 1391
نظرات 1

 شعر از حزین (دیدار شعرا با مقم معظم رهبری )*

ابوالفضل زرویی ‌نصرآباد

ای جماعت چطوره حالات‌تون
برگرفته از دو منظومه‌ی بلند با بیان عامیانه و محاوره‌ای
******************************************
ای جماعت چطوره حالات‌تون
قربون اون فهم و کمالات‌تون

گردنتون پیش کسی خم نشه
از سر بنده سایه‌تون کم نشه

راز و نیاز و بندگی‌تون، درست
حساب کتاب زندگی‌تون درست

باز یه هوا دلم گرفته امروز
جون شما دلم گرفته امروز

راست و حسینی‌ش نمی‌دونم چرا
بینی و بینی‌ش، نمی‌دونم چرا

فرقی نداره دیگه شهر و روستا
حال نمی‌دن مثل قدیما دوستا

شاپرکا به نیش مجهز شدن
غریب‌گزا هم آشنا گز شدن

شعرم اگه سست و شکسته بسته است
سرزنشم نکن، دلم شکسته است

آدم دل‌شکسته بهش حرج نیست
شعر شکسته بسته بهش حرج نیست

تا که میفته دندونای شیری
روی سرت می‌شینه برف پیری

کمیسیون مرگ می‌شه تشکیل
درو می‌شن بزرگترای فامیل

یه دفعه هم‌کلاسیا پیر می‌شن
هم‌بازیا پیر و زمین‌گیر می‌شن

رمق نمونده تا بریم صبح زود
پیاده تا امامزاده داوود

گذشت دوره‌ای که «ما» یکی بود
خدا و عشق آدما یکی بود

تو کوچه‌های غربی ِ صناعت
عشق و گرفتن از شما، جماعت

درسته دیگه توی شهر ما نیست
دلی که مثل کاروان‌سرا نیست

یه چیزی می‌گم ایشالّا دلخور نشین
قربون اون دلای تک سرنشین

شهر بدون مرد، شهر درده
قربون شکل ماه هر چی مرده

مردای ده، مردای کاه و گندم
مردای ده مردای خوان هشتم

مردای پشت کوه، مثل خورشید
تو دلشون هزار جام جمشید

کیسه چپق‌ها به پر شال‌شون
لشکر بچه‌ها به دنبال‌شون

بیل و کلنگ‌شون همیشه براق
قلیون‌شون به راه، دماغ‌شون چاق

صبح سحر پا می‌شن از رختخواب
یکسره رو پان تا غروب آفتاب

چارتای رُستَمن به قدّ و قامت
هیکل‌شون توب، تن‌شون سلامت

نبوده غیر گرده‌ی گلاشون
غبار اگر نشسته رو کلاشون

کلام‌شون دعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشق‌شون بی‌ریا

مردای نازدار اهل شهرن
با خودشون هم این قبیله قهرن

مردای اخم و طعنه‌ی بی‌دلیل
مردای سرشکسته‌ی زن ذلیل

مردای دکترای حلّ جدول
مردای نق نقوی ِ لوس ِ تنبل

لعنت و نفرین می‌کنن به جاده
اگر برن چار تا قدم پیاده

مردای خواب تو ساعت اداری
تازه دو ساعتم اضافه‌کاری

توی رَگاشون می‌کشه تنوره
تری‌گلیسرید و قند و اوره

انگار آتیش گرفته ترمه‌هاشون
همیشه تو همه سگرمه‌هاشون

به زیر دست، ترشی و عبوسی
به منشی اداره چاپلوسی

برای جَستن از مظان شک‌ها
دایرةالمعارف کلک‌ها

بچه به دنیا می‌آرن با نذور
اغلب‌شون یه دونه اون هم به زور

پیش هم از عاطفه دم می‌زنن
پشت سر اما واسه هم می‌زنن

این‌جا فقط مهم مقام و پُسته
مردای شهری کارشون درسته

مشدی حسن چای و سماورت کو
سینی با قالی و گلپرت کو؟

ای به فدای ریخت و شکل و تیپت
بوی چپق نمی‌ده عِطر پیپت

مشدی حسن قربون میز و فایلت
قربون زنگ گوشی موبایلت

اون که دهاتی و نجیبه مشدی
میون شهریا غریبه مشدی

قدیم تَرا قاتله هم صفت داشت
دزد سر گردنه معرفت داشت

اون زمونا که نقل تربیت بود
آدم‌کُشی یه جور معصیت بود

معنی نداره توی عصر «سی دی»
بزرگ و کوچیکی و ریش سفیدی

تقی به فکر رونق نقی نیست
کسی به فکر نفع مابقی نیست

مقاله‌ها پشت هم اندازیه
جناج و باند و حزب و خط بازیه

بس که به هر طرف ستادمون رفت
صراط مستقیم یادمون رفت

ارزش‌مون به طول و عرض میزه
چقدر میز و صندلی عزیزه

تموم فکر و ذکرمون همینه
که هیشکی پشت میزمون نشینه

اونا که مرد و زن دعاگوشون بود
میز ریاست سر زانوشون بود

بیا بشین که میز اگه وفا داشت
وفا به صاحبای قبل ِ ما داشت

قدیم که نرخ‌ها به طالبش بود
ارزش صندلی به صاحبش بود

فقیه اگه بالای منبر می‌نشست
جَوون سه چار پله پایین‌تر می‌شِست

معنی شأن و رتبه یادشون بود
حرمت مردم به سوادشون بود

روی لبت خوبه تبسم باشه
دفتر کارت دل مردم باشه

مردا بدون میز هم عزیزن
رفوزه‌ها همیشه پشت میزن

خلاصه قصه اون قدر دِرامه
که ایدز پیش دردمون زکامه

فتنه و دعوا سر نونه مشدی
دوره آخرالزمونه مشدی

جسارتاً شعرم اگه غمین بود
به قول خواجه «خاطرم حزین» بود

دعا کنین که حال‌مون خوب بشه
تا شعرمون یه ریزه مرغوب بشه

 

تعداد بازدید از این مطلب: 112
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : شنبه 27 خرداد 1391
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 73
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : edu1363
تاریخ : چهارشنبه 24 خرداد 1391
نظرات 0

تعداد بازدید از این مطلب: 61
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تعداد صفحات : 16


به وبلاگ ما خوش آمدید. با شروع سال جدید این وبلاگ جهت اطلاع رسانی و تبادل تجربه با همکاران و دانش آموزان دوره راهنمایی تاسیس گردیده است لطفا ما را از ارائه نظرات خود بی بهره نگذارید .با درود و سپاس


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران